وقتي دل شكسته بودم تو رسيدي از زمـــونه خسته بـــودم تو رسيدي گفتي تو قلب يه رنگت خونه دارم هر نفس فقط تــو رو بهـــونه دارم گفتي تـو دنيا فقط تـــو مهــربوني تا ته جاده عشق باهام مي موني ديگه تا يكي شدن چيزي نمونده اون چشــاي ناز تو غم سوزونده تو رسيدي شب سفر كرد شب چشمات در بدر كرد تو رسيدي چو گــــل صبح عشق تو قلب من اثر كرد
باغبان گر پنج روزي صحبت گل بايدش بر جفاي خار هجران صبر بلبل بايدش ايدل اندر بند زلفش از پريشاني منال مرغ زيرك چون بدام افتد تحمل بايدش رند عالم سوز را با مصلحت بيني چه كار كار ملكست آنكه تدبير و تحمل بايدش تكيه بر تقوي و دانش در طريقت كافر يست راهرو گر صد هنر دارد توكل بايدش با چنين زلف و رخش بادا نظر بازي حرام هر كه روي ياسمين و جعد سنبل بايدش نازها زان نرگس مستانه اش بايد كشيد اين دل شوريده تا آن جعد و كاكل بايدش ساقيا در گردش ساغر تعلل تا بچند دور چون با عاشقان افتد تسلسل بايدش